دنبال کودکی ام می گردم.
دنبال آن تابستان های طولانی
و هیاهوی درهم بازار که
همچون صدای امواج دریا
سحرانگیز بود.
آن روزها،
شادمان پروانه ها را
دنبال می کردم.
کودکیم کجاست؟…
من از تبار کودکانم.
من از زندگی،
جز تماشای ابرها
و گنجشک ها
چیزی نمی خواهم ...
من در کودکی ام جا مانده ام
باید برگردم
و سراغ خودم را
از عمو زنجیر باف بگیرم
باید برگردم...
خودم