من به لبخندی از تو خرسندم :)
1. یادم باشه دیگه تو خیابون یا مترو جواب سئوال این ویزیتورارو ندم

) شنیدن این جمله که مثلن امروز شیمی داریم
اون زمان که شاغل بودم قند عسلو باخودم میبردم محل کارم




یه عالمه حرف میان و میرن

- یالا بیا منو ببر!
+ اول باید مشقاتو بنویسی
- نمیخوام باید بیایی منو ببری
+ وقت ندارم الان
- اگه نیایی مدیون دوازده امامی *
+ باشه الان میام
نرگس در حالیکه ازاتاق خارج میشه زیر لب میگه :
این مدیون دوازده امامی روی همه تأثیر میذاره، چه خوبه 
پ.ن1 :
مکالمه تلفنی بین نرگس و پدرشه
* این یه قلم قسمو تازه یاد گرفته خیلی هم موجز و مؤثره
اشتبـــاه مــن ایـن بــود ....
هــر جــا رنــجیدم ، لبــخند زدمـ ....
فــکر کــردند درد نــدارد ، سنــگین تر زدنــد ضــربه ها را ...
همچو نی می نالم از سودای دل
آتشی در سینه دارم جای دل
من که با هر داغ پیدا ساختم
سوختم از داغ ناپیدای دل
همچو موجم یک نفس آرام نیست
بسکه طوفان زا بود دریای دل
دل اگر از من گریزد وای من
غم اگر از دل گریزد وای دل
ما ز رسوایی بلند آوازه ایم
نامور شد هر که شد رسوای دل
خانه ی مور است و منزلگاه بوم
آسمان با همت والای دل
گنج منعم خرمن سیم و زر است
گنج عاشق گوهر یکتای دل
در میان اشک نومیدی رهی
خندم از امیدواریهای دل
