تبلیغات
دیار محبت - بوی ماه مهر
من به لبخندی از تو خرسندم :)
دیار محبت
دوشنبه 8 مهر 1392 :: نویسنده : خودم
داریم با ماشین از محله قدیمی مون رد میشیم . یه لوازم تحریر فروشی خیلی خوب اونجا هست که از تقریبا 15 سال پیش هرسال تمام وسایل مورد نیاز بچه هارو از اونجا تهیه میکنم. بچه هام بهش عادت کردن و هرچی میخوان فوری میگن بریم فلانجا.
 رفتیم خرید کردیم و موقع برگشتن یهو نرگس با یه حالت متفکرانه ای گفت:
 این خیابونا چقد آشنان یادمه که با بابا هرروز از اینجا رد می شدیم و بابا منو میبرد یه جایی که حالم ازش بهم میخورد. 
تا اینجارو با اطمینان میگه ولی یادش نمیاد کجا می رفته. بعد یهو با یه صدای هیجانی میگه:
 آهان یادم اومد از اینجا رد میشدیم میرفتیم مدرسه !!!!




نوع مطلب : نرگسانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 18 آذر 1392 12:13 ق.ظ
لطططططططططف دارید
خودم :)
سه شنبه 12 آذر 1392 10:31 ب.ظ
سلام :)

نه نرفتیم، اما خب من دیگه زیاد تهران نیستم. گاهی یه سرکی در حد سک سک می زنم برای کارای پایان نامه و اینا.

:)
خودم بهرحال ما هفته ای یه بار حداقل یادت میکنیم :)
سه شنبه 28 آبان 1392 06:06 ب.ظ
به نام خدا

سلام

خوبید آبجی خانوم؟
خودم سلااااام خانم گل :)
دلمان بسی تنگ گردیده است
خوبیم الحمدلله
شما خوبید؟
از همسایگی ما رفتین؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


دنبال کودکی ام می گردم.

دنبال آن تابستان های طولانی

و هیاهوی درهم بازار که

همچون صدای امواج دریا

سحرانگیز بود.

آن روزها،

شادمان پروانه ها را

دنبال می کردم.

کودکیم کجاست؟…

من از تبار کودکانم.

من از زندگی،

جز تماشای ابرها

و گنجشک ها

چیزی نمی خواهم ...

من در کودکی ام جا مانده ام

باید برگردم

و سراغ خودم را

از عمو زنجیر باف بگیرم

باید برگردم...

مدیر وبلاگ : خودم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Free Page Rank Tool دریافت همین آهنگ