تبلیغات
دیار محبت - این دوستت دارم همیشگی
من به لبخندی از تو خرسندم :)
دیار محبت
شنبه 5 مرداد 1392 :: نویسنده : خودم
می‌شود هسته را از اتم جدا کنی و انفجار صورت نگیرد؟ 
می‌شود ریشه را از خاک بیرون بیاوری و گل  خشک نشود؟ 
می‌شود پوست را طوری از بدن جدا کرد که خون جاری نشود؟ 
می‌شود از آدم سایه را گرفت، مگر اینکه بمیرد و بی‌جسم شود؟ 
می‌شود اکسیژن را از آب گرفت و هنوز انتظار آب بودن ازش داشت؟ 
می‌شود دل را از سینه بیرون بیاوری و باز توقع پمپاژ خون داشته باشی توی رگ‌ها؟ 
می‌شود طیف‌های نور را از هم سوا کرد؟ 
می‌شود به این راحتی‌ها ذره را از مواد گرفت؟ 
می‌شود یخ را گذاشت جلوی خورشید و خواست که تبخیر و نابود نشود؟
بعضی چیزها را نمی‌شود از بعضی چیزها جدا کرد و بیرون برد؛ 
«دوستت دارم» مرد هیچ وقت از دل زن بیرون نمی‌رود...
اگر دوستت دارم را گفتی، وقتی بخواهی آن را پس بگیری انگار کن هسته‌ای را از اتم جدا کنی، 
ریشه‌ای را از خاک، پوستی را جدا کنی، سایه را بگیری و...

این نوشته را 
صوتی   بشنوید.




نوع مطلب : روزنوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 8 مرداد 1392 03:44 ب.ظ
دیروز دانلودیدمش ..
:) خیلی قشنگ:)

البته با صدای خودم بهتر بود :دی
خودم :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


دنبال کودکی ام می گردم.

دنبال آن تابستان های طولانی

و هیاهوی درهم بازار که

همچون صدای امواج دریا

سحرانگیز بود.

آن روزها،

شادمان پروانه ها را

دنبال می کردم.

کودکیم کجاست؟…

من از تبار کودکانم.

من از زندگی،

جز تماشای ابرها

و گنجشک ها

چیزی نمی خواهم ...

من در کودکی ام جا مانده ام

باید برگردم

و سراغ خودم را

از عمو زنجیر باف بگیرم

باید برگردم...

مدیر وبلاگ : خودم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Free Page Rank Tool دریافت همین آهنگ