تبلیغات
دیار محبت - تایتانیک
من به لبخندی از تو خرسندم :)
دیار محبت
سه شنبه 16 آبان 1391 :: نویسنده : خودم
شب عید باشه بری مهمونی و فرداشبش که برمیگردی ببینی زندگیت تو آب شناوره  
آب داخل شوفاژ با کلی عشق و علاقه برای دیدن ما لوله رو سوراخ کرده بود و خودشو رسونده بود بیرون
بعدم که دیده بود ما خونه نیستیم خودشو هلاک کرده بود . معلوم بود خیلی سعی کرده از در بیاد بیرون ولی نتونسته
خلاصه تایتانیک ندیده بودیم که خدا قسمت کرد از نزدیک و زنده مشاهده کنیم 

پ.ن :
خداجون من هر چهار قسمت ترمیناتورو دیدم راضی به زحمت شما نیستم 




نوع مطلب : روزنوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 19 آبان 1391 03:29 ب.ظ
ینی چقد آب اومده بود بیرون؟
خو نمتونم تصورش کنم ..آخه همیشه در حد قطره نشتی داشته خو ..
خودم اونقدر که فرشارو دادیم شستن
کتابای نرگسو رو شوفاژ خشک کردیم :)
و کلی هم شستشو داشتیم :)
سه شنبه 16 آبان 1391 08:53 ب.ظ
به نام خدا

سلام

ای وای!!!

--------

"خداجون من هر چهار قسمت ترمیناتورو دیدم راضی به زحمت شما نیستم"
خودم سلام
خب یه وقتایی لازمه آدم حتی برا خدام توضیح بده خووووو :)))))
سه شنبه 16 آبان 1391 08:41 ب.ظ
سلام
o - O
چرا هر چی بد بیاری برای شما رخ می ده همیشه؟؟؟؟؟؟
خودم سلام
یو؟
بدبیاری که نمیشه گفت بهش ، بنظر من باید بگیم امتحان الهی
درضمن لازم به توضیحه که من الان دکترای الهیات دارم :))))
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


دنبال کودکی ام می گردم.

دنبال آن تابستان های طولانی

و هیاهوی درهم بازار که

همچون صدای امواج دریا

سحرانگیز بود.

آن روزها،

شادمان پروانه ها را

دنبال می کردم.

کودکیم کجاست؟…

من از تبار کودکانم.

من از زندگی،

جز تماشای ابرها

و گنجشک ها

چیزی نمی خواهم ...

من در کودکی ام جا مانده ام

باید برگردم

و سراغ خودم را

از عمو زنجیر باف بگیرم

باید برگردم...

مدیر وبلاگ : خودم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Free Page Rank Tool دریافت همین آهنگ