تبلیغات
دیار محبت - خورشیدی
من به لبخندی از تو خرسندم :)
دیار محبت
پنجشنبه 16 شهریور 1391 :: نویسنده : خودم
اولین باری که رفته بودیم راهیان نور نرگس خانم هنوز شرف حضور نداشتن 
فکر کنم منطقه طلائیه بود داشتیم از کنار یه کانالی رد میشدیم که توش پر بود از میلگردهای به هم جوش داده شده.. راهنما هم راجع به اونا توضیح میداد که به اینا میگن موانع خورشیدی چون شبیه خورشید هستن (عین خورشید نقاشی بچه ها).. منم مثلا خواستم بچه ها درست براشون جا بیفته که آقای راوی داره چی میگه.. صدازدم قندعسل ! دخمل! بیایین نگاه کنین .. این آهنارو می بینین شکل ستاره هستن؟ بهشون میگن خورشیدی  و این شد که در تاریخ ثبت شد و هربار میریم منطقه جنگی بچه ها میگن مامان مامان بازم از این آهنا که شکل ستارس اسمش خورشیدیه نشونمون میدی؟ 




نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 22 شهریور 1391 11:45 ق.ظ
:دیییییییییییییی
سلام
:)
خودم سلااااااام
خانم کم پیدا!! اتفاقا چند روزه تو فکرتم اساسی :)
شنبه 18 شهریور 1391 10:08 ب.ظ
سلام
:)))))

خودم سلام
:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


دنبال کودکی ام می گردم.

دنبال آن تابستان های طولانی

و هیاهوی درهم بازار که

همچون صدای امواج دریا

سحرانگیز بود.

آن روزها،

شادمان پروانه ها را

دنبال می کردم.

کودکیم کجاست؟…

من از تبار کودکانم.

من از زندگی،

جز تماشای ابرها

و گنجشک ها

چیزی نمی خواهم ...

من در کودکی ام جا مانده ام

باید برگردم

و سراغ خودم را

از عمو زنجیر باف بگیرم

باید برگردم...

مدیر وبلاگ : خودم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Free Page Rank Tool دریافت همین آهنگ