تبلیغات
دیار محبت - نرگسانه 40
من به لبخندی از تو خرسندم :)
دیار محبت
جمعه 10 شهریور 1391 :: نویسنده : خودم
اومده جلوم لباسشو زده بالا ژست زیبایی اندام برام گرفته و میگه مامان عضله هارو می بینی؟
بعد دست میزنه به شکمش و دنده هاش که همچین زدن بیرون که میشه همشونو شمرد 
چشاش برق میزنه و میگه عضله رو دیدی؟ میگم مامان جون اینا که عضله نیست اینا دندس
از بس لاغری زده بیرون . میگه عضله نیست؟ پس چیه؟ دنده چیه؟ میگم یعنی استخونه
بعد بازوشو میاره جلو با این یکی دستش مثلن براش عضله درست میکنه و میگه خب این چی؟
وقتی لبخند منو می بینه میگه باشه صبر کن وقتی بزرگ شدم شوهر کردم به شوهرم میگم
بیاد پشت سر من وایسه دستشو عین دست من اینجوری بکنه بعد تو خیال کنی اونا عضله های دست منه 
آینده نگریش تو حلق مادرشوهرش 




نوع مطلب : نرگسانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 11 شهریور 1391 09:05 ب.ظ
خب چرا میزنید تو ذوق بچه خب؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خودم سیاست داشته باش حس جان
ببین وقتی زدم تو ذوقش فوری به فکر آینده و اینا افتاد :)))
جمعه 10 شهریور 1391 02:44 ب.ظ
به نام خدا

سلام

اینارو لطفاً برسونید به دست نرگس:



اینم برا مامانش:
خودم سلاااام
چشم حتما
:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


دنبال کودکی ام می گردم.

دنبال آن تابستان های طولانی

و هیاهوی درهم بازار که

همچون صدای امواج دریا

سحرانگیز بود.

آن روزها،

شادمان پروانه ها را

دنبال می کردم.

کودکیم کجاست؟…

من از تبار کودکانم.

من از زندگی،

جز تماشای ابرها

و گنجشک ها

چیزی نمی خواهم ...

من در کودکی ام جا مانده ام

باید برگردم

و سراغ خودم را

از عمو زنجیر باف بگیرم

باید برگردم...

مدیر وبلاگ : خودم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Free Page Rank Tool دریافت همین آهنگ