تبلیغات
دیار محبت - برادرانه :)
من به لبخندی از تو خرسندم :)
دیار محبت
شنبه 30 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : خودم
+ سلام

_ بههههههه سلااااااااااام حال شما؟ خوبین؟ خوب بودین بهتر شدین؟ ساعت خواب؟ خوب خوابیدین؟ 

+ ممنون.. شما خوبین؟.. بچه ها خوبن؟.. الحمدلله مرسی.. نه خوب نخوابیدم تا صبح خواب شمارو می دیدم زهره ترک شدم 

_ چی شده از این ورا

+ یه دوزاری پیدا کردم گفتم ازش استفاده بهینه بکنم

_ شانس که نداریم .. سالی یه بارم یه خانم غیر از عیالمون به ما زنگ میزنه خواهرمون از آب در میاد

_ حالا بفرمائین تو.. دم در بده.. بفرماچایی

+ ممنون.. چایی به مانمی سازه.. نسکافه میدی بیام

.
.
.
پ.ن:
- بخشی از مکالمات تلفنی من و اخوی ساعت 4 بعدازظهر 








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 30 اردیبهشت 1391 06:57 ب.ظ


ساعت چهار بعدازظهر ماشالله چه انرژی دارین برای حال گرفتن از ملت!
خودم من و اخوی کلن وقتی میفتیم روی دور کل کل یک نیمساعتی هیچکدوم کم نمیاریم .. آخرشم یکیمون کوتاه میاد :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


دنبال کودکی ام می گردم.

دنبال آن تابستان های طولانی

و هیاهوی درهم بازار که

همچون صدای امواج دریا

سحرانگیز بود.

آن روزها،

شادمان پروانه ها را

دنبال می کردم.

کودکیم کجاست؟…

من از تبار کودکانم.

من از زندگی،

جز تماشای ابرها

و گنجشک ها

چیزی نمی خواهم ...

من در کودکی ام جا مانده ام

باید برگردم

و سراغ خودم را

از عمو زنجیر باف بگیرم

باید برگردم...

مدیر وبلاگ : خودم
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Free Page Rank Tool دریافت همین آهنگ